متن آهنگ بیا بنویسیم

به نظرم این آهنگ یه آّهنگ کاملا ماورایی و خدایی هستش. این آهنگ رو لحظه های غروب آفتاب بارها و بارها گوش کردم و باهاش اشکها ریخته ام.

 

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

 

بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

 

بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است

 

مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است

 

با همیشه موندن وقتیکه هیچی موندنی نیست

 

اوج هر صدای عاشقی که شکستنی نیست

 

با صدا میام همه جا تو رو می نویسم

 

روی آینه ی گریه هام گونه های خیسم

 

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

 

ریشه ی صدا نبض عشق زیر پوست خاکه

 

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

 

بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

 

توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن

 

همصدای من می خونن وقت از تو گفتن

 

چشم بسته مو تو بیا به سپیده وا کن

 

با ترانه نفسهات باغچه رو صدا کن

 

با صدا میام همه جا تو رو می نویسم

 

روی آینه ی گریه هام گونه های خیسم

 

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

 

ریشه ی صدا نبض عشق زیر پوست خاکه

 

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

 

بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

 

با ترانه ی نفسهات من ترانه می گم

 

اسمتو مثل یه غزل عاشقانه می گم

 

بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه

 

بوی پیرهنت که بیاد لحظه ی دیدنه

 

با صدا میام همه جا تو رو می نویسم

 

روی آینه ی گریه هام گونه های خیسم

 

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

 

ریشه ی صدا نبض عشق زیر پوست خاکه

 

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

 

بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

 

                                                                                          مهستی

                                                                                    بیا بنویسیم-آلبوم سپیده دم

سلام.

جا داره از وبلاگ تخصصی ساحره و همینطور مدیر وبلاگ که کمکهای زیادی به من کردن تشکر کنم.

همینطور از دوست خیلی خوب و عزیزم آزاده جون که همیشه و همه جا یار و یاور من بوده.

متن آهنگ ساغر هستی

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی

در بزم من شکسته ای در کام او نشسته ای
نوشی تو بر سنگین دلان زهری به کام خستگان
نوشی تو بر سنگین دلان زهری به کام خستگان

من همان اشک سرد آسمانم
نقش دردی به دیوار زمانم
بی سر انجام و بی نام و نشانم
چون غباری به جا از کاروانم
چون غباری به جا از کاروانم

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی

تنها ترین تنها منم سر گشته و رسوا منم
آه ای فلک ای آسمان تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا آه ای خدای مهربان

آه ای فلک ای آسمان تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا آه ای خدای مهربان

آه ای فلک ای آسمان تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا آه ای خدای مهربان 

عشق تو خوابی بود و بس نقش سرابی بود و بس
این آمدن این رفتنم رنج و عذابی بود و بس

عشق تو خوابی بود و بس نقش سرابی بود و بس
این آمدن این رفتنم رنج و عذابی بود و بس

ای فلک بازی چرخ تو نازم
بی گمان آمدم تا که ببازم
ای دریغا که شد چشم سیاهی
قبله گاه منو روی نمازم
قبله گاه منو روی نمازم

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی
... ندانم که چه هستی

                                                                                             هایده

                                                                                     ساغر هستی- آلبوم شانه هایت

متن آهنگ میخونه

سلام.

بعد از مرگ هایده مهستی تا نزدیک به یکسال هیچ آهنگ و ترانه ای رو نخوند. بعدش با آهنگ میخونه که متنش رو براتون نوشتم دوباره شروع به خوندن کرد. فکر می کنم این آهنگ یه جورایی حرف دل همه هست. همه اونهایی که عاشق موسیقی هستن امکان نداره این آهنگ رو دوست نداشته باشن.

 

مثل تمام عالم حال منم خرابه خرابه خرابه

 

مثل تموم بختها بخت منم تو خوابه تو خوابه تو خوابه

 

سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره نداره نداره

 

طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره نداره نداره

 

حالی واسه ام نمونده     دنیا برام سرابه

 

داد می زنم که ساقی میخونه بی شرابه

 

یادی نکردی از من رسم رفاقت این نیست

 

اشکی برام نریختی عشق و صداقت این نیست

 

دشمن راه دورم    درد دلم زیاده

 

جاده به جز جدایی هیچی به من نداده

                                                                                                      مهستی

                                                                             میخونه- آلبوم اسیر

متن آهنگ باده فروش

این آّهنگ یکی از آهنگهای خیلی خیلی خیلی قشنگ و زیبا هایده هستش که من ازش خاطرات زیادی دارم :

 

باده فروش می بده  باده فروش می بده

 

باده ی نابم بده  درده شرابم بده

 

آفتاب از اون گوشه ایوون پرید

 

عشق و بهار و همه چی پر کشید

 

خسته شدم از بد این سرگذشت

 

غم نمی خوام اشک من از حد گذشت

 

آفتاب از اون گوشه ایوون پرید

 

عشق و بهار و همه چی پر کشید

 

خسته شدم از بد این سرگذشت

 

غم نمی خوام اشک من از حد گذشت

 

باده فروش می بده باده فروش می بده

 

دوست ندارم این همه بد دیدنو

 

باز به حقیقت برسونین منو

 

باده فروشان می و مستی می خوام

 

عمرمو با باده پرستی می خـــــــوام

 

عاشق عشقم منو باور کنین

 

باز دو سه جرعه می رو بیشتر کنین

 

عاشق و دیوونه بدونین منو

 

باز به حقیقت برسونین منـــــــــو

 

باده فروش می بده باده فروش می بده

 

(باده فروش می بده باده فروش می بده)

 

دلـــــــــــــــــم از غصه به درد اومده

 

دنیا با من بر سر جنگ اومده

 

رحمی نداره دل صیاد من

 

می بده تا غم بره از یاد من

 

باده فــــــــــــــــروش می بده ............. 

                                                                               هایده

                                                                               باده فروش- آلبوم شب عشق 

زندگینامه شهره

نام:شهره

نام خوانوادگی:صولتی

در ۱۸ دي ماه در يكي از محله هاي تهران در خانواده اي هنرمند متولّد شد در 7 سالگي متوجّه شد به موسيقي علاقه بسياري دارد و به هنرستان موسيقي رفت تا با موسيقي آشنايي بيشتري پيدا كند، در 15 سالگي وارد دنياي هنر شد و خوانندگي را پيشه خود كرد اوّلين آهنگ او دختر مشرقي بود و همه متعجب از اين آوازه خوان جديد بودند و مدتي طول نكشيد كه آوازه شهرت و محبوبيت او به همه جا رسيد با اين آواز شهره به جلد مجله هاي موسيقي نقل مكان كرد. شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آورد و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي باشكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند. او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي اينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد، با گذشت روزها شهره در دل همگان جاي گرفت و آهنگهايش يكي پس از ديگري فروش زيادي كرد و براي اوّلين بار راهي سينما شد و به همراه داريوش در فيلم فرياد زير آب بازي كرد امّا ديگر زمان مهلت نداد و در سال 1978 به آمريكا آمد و در نيويورك ماندگار شد. شهره پس از يك سال اقامت در نيويورك ازدواج كرد و ثمره ازدواجش يك دختر به نام طناز بود در سال ۱۹۸۴ به لس آنجلس آمد و اوّلين آهنگهايش را در خارج از كشور در آلبوم طلسم اجرا كرد.آلبوم سلام اوج شكوفايي او بود ...تولدي دوباره براي ستاره اي كه هميشه روشنايي را انتخاب مي كند آلبومهاي وی :

شیطونک
صداي پا
يكي يكدونه
هم نفس
گرفتار
جان جان
شنيدم
مرمر
جمعه به جمعه مهمون
سكه طلا
نمي زارم بري
زن
قصه گو
سايه
حكايت ۵
عطر
سفر
پيشوني
هوس
سر به هوا

زندگینامه حمیرا

پروانه امیرافشاری در 1323در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .
حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.
وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه میدهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام " سرگردان" در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز : سخنان زنده یاد استاد تجویدی)
پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است.
وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بيکار شد و بيمهری وی به حميرا روز به روز بيشتر شد. حميرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به يکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذيت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمايت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گريم در قالب يک پيرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقيما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمايت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی اکنون در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

نوع صدا و سبک موسیقایی
صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. او در ضمن تنها بانوی آوازه خوان ایرانی ست که شش دانگ کامل صدا را دارا می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهمتر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند .

 آهنگسازان
برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارتند از: استاد علی تجویدی - استاد پرویز یاحقی - استاد اسدالله ملک - استاد کامل علی پور - استاد محمد حیدری - استاد محمدجلیل عندلیبی - حسن شماعی زاده - بابک رادمنش - کاظم رزازان - صادق نوجوکی - استاد فضل الله توکل - استاد انوشیروان روحانی.

ترانه سرایان و شاعران آثار
حافظ - مولوی - بابا طاهر عریان - استاد رهی معیری - استاد بیژن ترقی - هما میرافشار - لیلا کسری مشهور به هدیه - جلیلی بیدار - عماد خراسانی - کمال خجند - گلچین معانی - معینی کرمانشاهی

 لیست آثارکلاسیک ماندگار
(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی . هدیه عشق - بهار نورسیده بهار عشق من - محبت - ساز خاموش - دل خونه - محمد - درویشان - از دست عشق- بی وفایی - الهی بمیری --به خاطر تو - آهنگ محبت - می عاشقانه - گلهای تازه شماره 145 با هم خوانی استاد محمودی خوانساری. و...

 لیست آثار ماندگار پاپ
دریا کنار - پیرت بسوزه عاشقی - سرگردان - ده بهار - بی قرار - شمال - کوچ - امید - اینه دنیا - عالم عشق -هم زبونم باش - مسافر غریبه - ای دادبیداد - چوبکاری -در جستجو -

زندگینامه معین

معين در سال 1330 در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده اي کاملا مذهبي و از نظر مالي در سطح متوسط و پر جمعيت به دنيا آمد. او در دوران نوجواني و جواني قرآن را با صوت و اشعار و غزليات شعراي بزرگ را با لحني زيبا ميخواند. وي در سن 18 سالگي با يادگيري ساز تار با نتها و گوشه هاي موسيقي و آوازي آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادماني برنامه هاي بسياري در شهر خود و ديگر شهرهاي استان اصفهان اجرا ميکرد.

زندگي حرفه اي
معين در سن 20 سالگي در اصفهان به خاطر استعداد و صداي زيباي خود توانست با اساتيدي همچون تاج اصفهاني و حسن کسائي آشنا شود و در کلاس هاي آواز و موسيقي ايشان شرکت کند. معين در سالهاي پيش از انقلاب اسلامي در ايران( از سال 55 تا 58) به طور مداوم هر شب در هتل عباسي و هزارويک شب اصفهان برنامه اجرا ميکرد. او به خاطر همين کار توانست با افراد بيشتري در زمينه موسيقي و آواز آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامي معين فعاليتهاي خود را تا قبل از انقلاب فرهنگي ادامه داد و در سال 59 توانست اولين کاست خود را با نام يکي را دوست ميدارم را منتشر کند و صداي خود را به تمام ايرانيان در سراسر ايران و دنيا برساند. وي در سال 1360 ايران را ترک کرد و در ايالات متحده آمريکا با کمک دوستاني همچون هايده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.

شايعات:

 اولين و باور انگيز ترين شايعه در مورد معين اينست که ميگويند معين نا بينا ميباشد. در صورتي که معين از هر دو چشم بينا است و فقط يکي چشمان او به خاطر صدمه ديدن عصب پلک او در زمان نوجواني کم سو شده و به خاطر غير متعادل بودن پلک (ناتواني باز نگه داشتن او در زمان طولاني) چشمش از عينک آفتابي طبي استفاده ميکند.
دومين شايعه که بيشتر از روي اشتباه است نام معين ميباشد که او را به اسم رضا ميشناسند و گروهي اسمش را معين ميدانند در صورتي که نام وي نصرالله ميباشد. رضا شاعر بيشتر آهنگهاي معين قبل از خروج وي از ايران بوده و بخاطر اينکه در کاستهايي که منتشر شد نام اين دو را در کنار هم به اين صورت رضا . معين چاپ کرده بودند بيشتر دوستاران وي به اشتباه او را رضا معين خواندند و يا بعضي ها اسم او را معين تصور کردند.
شايعات بسيار ديگري هم هست همانند اينکه اميد برادر معين ميباشد در صورتي که معين هيچ نسبتي با اميد ندارد(معين 3 برادر به نامهاي مصطفي مرتضي و فتح الله داشت که فتح الله در سال 1382 فوت کرده). ويا اينکه معين در آمريکا داراي چند شرکت بزرگ و چند قمار خانه و مشروب فروشي است. در صورتي که او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگي و کلاسهاي موسيقي ميباشد. وي از مشروب متنفر است زيرا او به دين اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و هميشه با خداي خود در راز و نياز است. و هميشه موفقيت خود را در کمک خداوند به خود ميداند. امروزه معين به خاطر موقعيت بالايي که دارد بيشتر از پيش به آهنگها و ترانه هايي که قرار به اجراي آن دارد حساسيت نشان ميدهد. و از طرف ديگر به خاطر وجود افرادي که هيچ از اين هنر والا نميدانند و فقط صرف داشتن موقعيت مالي بالايي که برخوردارند بيشتر اين هنر را به تفريح تشبيه کرده اند کمتر کسي هست که اشعار و آهنگهاي مناسب براي معين بسرايد و بسازد. به همين خاطر انتشار کارهاي جديد از طرف او با فواصل بسيار انجام ميگيرد.

زندگینامه مهستی

خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.

کمی پس از انقلاب ایران، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.

از وی بالغ بر 35 آلبوم موسیقی از جمله: "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید" منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.

در بهمن ماه سال گذشته مهستی اعلام کرد که مبتلا به سرطان پیشرفته است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت بیماری شده است و از این طریق از جامعه ایرانیان درخواست کرد تا در برابر عوامل سرطان زا و یا نشانه های این بیماری هوشیاری بیشتری به خرج دهند.

مهدی ذکایی، سردبیر مجله جوانان در لس آنجلس در باره درگذشت مهستی می گوید: "وی روز گذشته در بیمارستان درگذشت، درحالی که با وخامت حالش به منزل دخترش، سحر در شمال کالیفرنیا رفته بود و دو روز آخر نیز در اغما به سر می برد."

آقای ذکایی با اشاره به آثار برجامانده از مهستی در موسیقی ایران می گوید که تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران غیرقابل انکار و با ارزش است و سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.

زندگینامه هایده

نام : سکینه (معصومه) دده بالا

  نام هنری : هایده

  تاریخ تولد : 1321

  محل تولد : تهران

  تاریخ وفات : 1368

  محل وفات : آمریکا

 

هایده در سال 1321 هجری شمسی درتهران ( و بنا بر قولی در یکی از روستاهای کرمانشاه) بدنیا آمد. وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.

 هايده در سن بيست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعاليت حرفه ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجويدی که بر روی آخرين سروده رهی معيری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای اين اثر با ارکستر بزرگ گلها در راديو تهران موجب شهرت هايده شد. وی پس از اجرای چندين اثر ديگر از تجويدی، از نخستين سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بيشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حيدری و انوشيروان روحانی بودند.

ترانه هايی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف ترين ترانه های هايده در آن دوران است. وی چندی پيش از پيروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعاليت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژيکی که گويای حال ايرانيان از ايران گريخته و حتی ايرانيان مقيم داخل بود هايده را بيش از پيش محبوب ساخت.

موسيقی اين ترانه ها اغلب از فريد زلاند، صادق نوجوکی، آندرانيک، محمد حيدری، انوشيروان روحانی و ترانه ها سروده ليلا کسری (هديه)، اردلان سرفراز، بيژن سمندر و ... بود؛ همچنين بايد از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظيم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هايی چون "شانه هايت را برای گريه..."، "ساقی" و "يارب" شد.

از کنسرت های موفق هايده در خارج از ايران می توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ايرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه يو.سی.ال.ای در کاليفرنيا، کنسرت های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزيک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.

پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا می نويسد: "تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند..."

بيشتر ترانه های هايده به همت منوچهر بی بيان بنيانگذار و تهيه کننده برنامه های تلويزيون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزيک-ويدئو) در آمد که بخشی از آنها در سال ۲۰۰۳ به صورت غيرقانونی توسط يکی از کمپانی های ايرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کيفيتی نه چندان مطلوب انتشار يافت.

هايده در آخرين شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسيسکو همراه با پرويز رحمان پناه (تار)، عبدی يمينی (کيبورد)، سيامک پويان (تمبک) و ... برنامه ای بياد ماندنی اجرا کرد. اين برنامه سه ساعت و نيمه توسط خسرو مترجمی (بنيانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کاليفرنيا) فيلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلايل نامعلوم هنوز انتشار نيافته است.

هايده در آخرين ماه های عمر خود مشغول ضبط يک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسين واثقی بود و در حالی که قراردادی نيز با سعيد ديهيمی (نوازنده پيانو) که سابقاً ترانه بياد ماندنی "نامه" را برايش ساخته بود داشت راهی سانفرانسيسکو شد؛ سفری که ديگر بازگشتی نداشت...

هايده در روز بيستم ژانويه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ايرانيان مقيم آمريکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هايده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسيده، ترانه های او در ميان ايرانيان همچنان دوستداران بيشماری دارد.

امروز می خوام یکم راجع به خواننده محبوبم صحبت کنم:

هایده

وقتی ترانه هاش رو می شنوم انگار اهنگ دل خودمه که هایده می خونه. هایده با اون حنجره ی واقعا طلایی با اون صدای باز ترانه ها رو عجیب واضح می خونه. ترانه هایی که با روح من عجین هست. ترانه هایی که روح من رو خراش می ده. درسته بیشتر ترانه هاش غمگینه و شاید فقط ۵ یا ۶ تا ترانه تقریبا شاد داره ولی با همین ترانه های غمگین من که به اوج می رسم. شماها چطور ؟

معرفی

سلام به همه

من قبلا یه وبلاگ داشتم ولی چون سایتش هک شد وبلاگ همه هم تعطیل شد.

اسم وبلاگ قبلی هم همین بود. عشق و ابدیت.

این وبلاگ رو همین الان ثبت کردم. می خوام راجع به خواننده هایی که خیلی دوستشون دارم توی این وبلاگ صحبت کنم. حالا این خواننده ها میخواد قدیمی باشه می خواد جدید. می خواد کلاسیک خونده باشه میخواد پاپ خونده باشه. می خواد مجاز باشه می خواد غیرمجاز باشه. برای خود من که معنی آهنگ و ترانه هستش که خیلی اهمیت داره. البته ممکنه مطلب دیگه هم اگه قشنگ باشه و به ذهنم برسه یا جایی بخونم اینجا بنویسم. ولی خب موضوع اصلی این وبلاگ خواننده ها هستن. خوشحال می شم شما هم نظرات خودتون رو برام بنویسین.

ممنون